X
تبلیغات
کلبه ی بانوی مرداد
در عصر یخبندان بسیاری از حیوانات یخ زدند و مردند.
خارپشتها وخامت اوضاع رادریافتند. تصمیم گرفتند دورهم جمع شوند
و بدین ترتیب همدیگررا حفظ کنند.
وقتی نزدیکتر بودند گرمتر می شدند ولی خارهایشان یکدیگررا زخمی
می کرد به همین خاطر تصمیم گرفتند ازهم دور شوند ولی به همین دلیل
...
از سرما یخ زده می مردند.
ازاین رو مجبور بودند برگزینند یا خارها ی دوستان را تحمل کنند، یا
نسلشان از روی زمین بر کنده شود.
دریافتند که باز گردند و گردهم آیند. آموختند که، با زخم های کوچکی
که همزیستی با کسی بسیار نزدیک بوجود می آورد، زندگی کنند
چون گرمای وجود دیگری مهمتراست.
و این چنین توانستند زنده بمانند....

درس اخلاقی : بهترین رابطه این نیست که اشخاص بی عیب و نقص
را گردهم می آورد بلکه آن است هر فرد بیاموزد با معایب دیگران
کنارآید و محاسن آنان را تحسین نماید.

وقتي تنهاييم دنبال دوست ميگرديم ؛ پيدايش كه كرديم دنبال عيب هايش ميگرديم
وقتي كه از دستش داديم در تنهائي دنبال خاطراتش ميگرديم
(ژان پل سارتر)

[ جمعه 20 اردیبهشت1392 ] [ 8:16 بعد از ظهر ] [ دایا ]

[ ]

عاقبت....

مردی
که همسرش را از دست داده بود دختر سه ساله اش را بسیار دوست می داشت.دخترک
به بیماری سختی مبتلا شد.پدر به هر دری زد تا کودک سلامتیش را دوباره به
دست بیاورد هر چه پول داشت برای درمان او خرج کرد ولی بیماری جان دخترک را
گرفت و او مرد.

پدر در خانه اش را بست و گوشه گیر شد.با هیچ کس
صحبت نمی کرد و سر کار نمی رفت.دوستان و آشنایان خیلی سعی کردند تا او را
به زندگی عادی برگردانند ولی موفق نشدند.

شبی پدر رویای عجیبی دید.دید که در بهشت است و صف منظمی از فرشتگان کوچک در جاده ای طلایی به سوی کاخی مجلل در حرکت هستند.


هر فرشته شمعی در دست داشت و شمع همه فرشتگان به جز یکی روشن بود.مرد وقتی
جلوتر رفت و دید فرشته ای که شمعش خاموش است همان دختر خودش است.پدر فرشته
غمگینش را در آغوش گرفت و او را نوازش داد از او پرسید:دلبندم چرا
غمگینی؟چرا شمع تو خاموش است؟

دخترک به پدرش گفت:بابا جان هر وقت شمع من روشن می شود اشک های تو آن را خاموش می کند و هر وقت تو دلتنگ می شوی من هم غمگین می شوم.

پدر در حالی که اشک در چشمانش حلقه زده بود از خواب پرید.

اشکهایش را پاک کرد انزوا را رها کرد و به زندگی عادی خود باز گشت.
.
.
.

اینو واسه این گذاشتم که اگه عزیزی رو از دست دادید به زندگی عادی برگردید
و روال عادی رو پیش بگیرید .. یه روزی همه میریم دیر رو زود داره سوخت و
سوز نداره.....

[ شنبه 24 فروردین1392 ] [ 11:45 قبل از ظهر ] [ دایا ]

[ ]

دست نوشته ای از هومن شریفی.....

خسته از تمام روزمرگی ها نشسته ام و فیس بوکم را به صحبت میگیرم

عکس دوستانی را میبینم آنور ِ مرز های ممنوعه 

که به کنسرت داریوش میروند و شوق چشمشان 

شبیه مشروب دستشان لبریز است 

خوشحالشان میشوم ...

آزادی را در چشم هایشان خیره میشوم و لبخند میزنم / تلخ لبخند میزنم 

دلم برایشان تنگ شده و چه خوب که دلشان با چیز هایی سرگرم است که 

در خانه ی پدری ، جایی برای اکران نداشت

به خودم می اندیشم که درگیر ِ رفتنم ...

شبیه سربازی که آنقدر از شکست مطمئن است

که فرار را به قراری که با تمام مرز های کشورش بسته ترجیح میدهد 

می دانم روزی دلم برای تمام آنچه ایران است تنگ می شود 

دلم برای میدان انقلابش و آن همه چشم خسته که از سر کار می آیند 

و چه دوست داشتنی تو را آدم حساب نمیکنند ....

برای کافه نادری ... که جای قهوه بوی شعر از حوالیش می آمد 

برای تمام قهوه فرانسه های دست چندمی که 

در گودو ، تمدن ، هنر ، سپیدگاه ... خوردم و 

دلم را به چشم های گارسونش خوش میکردم که همیشه شکر را جا میگذاشت 

برای تمام راننده تاکسی هایی که از فشار تنهایی ، مرا به حرف میگرفتند 

و چه شیرین بود وقتی یک راننده تاکسی با تو از نیچه حرف میزند

یا وقتی پینک فلوید میگذارد و شروع میکند به ترجمه کردنش 

دلم برای تمام چارشنبه سوری هایش ...

که دختر همسایه ، غریبیگی هایش را برای یک شب کنار میگذاشت 

و دور آتش سرخپوستی میرقصیدیم 

دلم برای دلهره ی مشروب خریدنش تنگ میشود... که به هزار نفر رو میزدی 

آخرش چیپس و ماست و صدای هایده تو را از دیسکو های وگاس هم فرا تر میبرد 

برای تمام نان هایی که در کودکی میخریدیم

زنبیل به دست به خیابان میزدیم و با دوچرخه هایمان 

به تمام الگانس ها پز میدادیم 

برای جاده کندوان و تمام جیغ هایی که میکشیدیم و دعا میکردیم 

تمام تونل ها برای یک روز هم که شده قد بکشند

....

هرچه با خودم تقلا میکنم میبینم هنوز هم ترجیح می دهم آلبوم ابی را 

با بدختی بگیرم تا اینکه مشروب به دست فریاد بزنم : خلـــــــــیج رو بخون ، خلیج 

هنوز ترجیح می دهم روی میز های کافه نادری ،

درگیر پیدا کردن ِ جای فروغ باشم تا اینکه در شانزالیزه ،

قهوه ام را با لهجه ی فرانسوی بخورم 

هنوز دلم میخواهد راننده تاکسی برایم از نیچه بگوید و من ذوق کنم 

....

هنـــــــــــوز دلم میخواهد سیگارم را یواشکی از پدر بکشم 

تا شب هایی که اعصابش /سیگار میخواست ، با خجالت از من بپرسد : 

" از جعبه سیگار ِ پسر به پدر ارث میرسه یا نه ؟ " 

هنوز دلم میخواهد پارک پرواز بلند ترین جای دنیا باشد ....

هنوز دلم میخواهد تمام پارتی ها ، به پتو های چسبیده به پنجره مجهز شود 

میدانی ؟ فقر ، یک صمیمیت احمقانه می آورد ، که هیچ فلسفه ای از پس تعبیر 

لذتش بر نیامده 

...

باید رفتنم را به عقب بیندازم ....

من دلم هنوز گیر ِ اسم کوچه هاییست که جبهه نرفته شهید شدند

هنوز دلم پیش تخفیفیست که مادر / چانه اش را میزد 

هنوز دلم تنگ تمام اتفاق هاییست که در مرز های ایران میفتد 

هنـــــــــــــــوز دلم گیر ِ تمام میدان های شهر است که از هر فاصله ای 

داد میزنند : آزادی ...یک نفر ... آزادی ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

.

.

.

این فرودگاه هر چقدر مجهز باشد ، دلبستگی های مرا بلند نمی کند 

آقای راننده ... حمیرا بگذار ... دربست ... تمام تهران را بگردیم 

دلم نرفته ... تنگ شده برای ماندنم ...........

[ دوشنبه 19 فروردین1392 ] [ 9:3 بعد از ظهر ] [ دایا ]

[ ]

13 ایده جالب برای تغییر در سال جدید ........

1. امتحان کردن ورزش های چالش برانگیز

آیا از آن دسته افرادی هستید که از ارتفاع یا آب و... می ترسید؟ سال خود را با ثبت نام در یک رشته ورزشی چالش برانگیز شروع کرده تا بر ترس خود غلبه کنید.

 

2. داشتن یک زندگی پاکیزه و سالم

اگر شما از آن دست افرادی هستید که اصلا به خورد و خوراک خود توجه نکرده و غذاهای ناسالم مصرف می کنید امسال غذاهای سالم مصرف کرده و به رژیم غذایی خود میوه، آب میوه و سالاد را بیشتر اضافه کنید و خوردن دونات و اسنک های خوشمزه را ترک کنید.

 

3. در کار سریع تر و کارآمدتر شوید

امسال باید با وقایع جدیدی شروع شود، دقیق یادداشت برداری کنید، به چیزهایی که فورا در محیط کاری باید رسیدگی شود و فرصت کمی دارند رسیدگی کنید.

 

4. یک ساز و آلت موسیقی بنوازید

موسیقی غذای روح است.می توانید گیتار، ویولن یا پیانو یادبگیرید.

 

5. هر ماه یک کتاب بخوانید

آیا شما عادت به کتاب خواندن ندارید و در عوض تلویزیون تماشا می کنید؟ به گزارش نیک صالحی امسال فصل جدیدی را آغاز کرده و با خود عهد ببندید که یک کتاب را در ماه تمام کنید. کتاب را می توانید در مترو ویا پیش از خواب مطالعه کنید.

 

6. مردم را مسخره نکنید

اگر مدام در پی انتقاد از اطرافیانتان هستید ، بهتر است در سال جدید رفتار خود را اصلاح کرده ، کمتر بهانه گرفته و از مسخره کردن دیگران دست بردارید.

 

7. ترک سیگار

سال جدید زمان آن است که یک فصل جدید سالم را در زندگی شروع کنید. به بدن خود کمک کنید تا از آن سیگارها درست بکشد تا زندگی سالم طولانی تری در انتظارتان باشد.

 

8. کم کردن وزن

کسانی که چربی اضافی داشته ویا چاق هستند می توانند در سال جدید شروع به مصرف غذاهای کم کالری کرده و از همان ماه اول سال در باشگاه ثبت نام کنند.

 

9. اوقات بیشتری با خانواده بگذرانید

زمان های زیادی را با خانواده از جمله پدر و مادر بگذرانید و قرارهای شام را با افراد خانواده بیشتر کنید و در مناسبت های مختلف دور هم جمع شوید.

 

10. ولخرجی برای خرید پوشاک را کم کنید

اگر از آن دسته هستید که عاشق خرید کردن هستید امسال به کیف پول خود زیپ بزنید. لازم نیست برای هر چیزی که دیدید ویا دوست داشتید سر کیسه را شل کنید!

 

11. هر روز ورزش کنید

زندگی سالم با ورزش مرتب یا یوگا به دست می آید. به راه رفتن های تند و یا دویدن های کوتاه بپردازید ویا در باشگاه ثبت نام کنید.

 

12. عصبانیت خود را کنترل کنید

کسانی که زود عصبانی می شوند بهتر است امسال تکنیک های کنترل خشم را یاد بگیرند و سر هرچیز کوچک عصبانی نشوند.

 

13. هر ماه پول پس انداز کنید

اطمینان حاصل کنید که حداقل 10% درآمد خود را در بانک پس انداز می کنید. در سال جدید برای روزهای مورد نیاز شروع به پس انداز کنید.

[ یکشنبه 27 اسفند1391 ] [ 11:53 بعد از ظهر ] [ دایا ]

[ ]

بازگشت من.....
سلام...

بالاخره بعد یک مدت طولانی برگشتم....درد  شکستگیه دست امانمو بریده بود..  دردی که به خاطر تصادف دو سال و نیم پیش چند برابر درد معمولی بود...

به هر حال دیروز گچی که حایل انگشتان من و نوشتن بود باز شد.... و الان آزادم که بنویسم به شرطی که زیاد به دستم فشار نیارم.....

دلم واسه همه دوستام تنگ شده... مخصوصا تیک تاک........ آنی و هستی......

پی نوشت : معصی عزیزم. ممنونم که به یادم بودی.....

دوستتون دارم....

[ سه شنبه 22 اسفند1391 ] [ 8:19 قبل از ظهر ] [ دایا ]

[ ]

30 نصیحت از کوروش.....

1. آنچه را گذشته است فراموش کن و بدانچه نرسیده است رنج و اندوه مبر

2. قبل از جواب دادن فکر کن

3. هیچکس را تمسخر مکن

4. نه به راست و نه به دروغ قسم مخور

5. خود برای خود، زن انتخاب کن

6. به شرر و دشمنی کسی راضی مشو

7. تا حدی که می توانی، از مال خود داد و دهش نما

8. کسی را فریب مده تا دردمند نشوی

9. از هرکس و هرچیز مطمئن مباش

10. فرمان خوب ده تا بهره خوب یابی

11. بیگناه باش تا بیم نداشته باشی

12. سپاس دار باش تا لایق نیکی باشی

13. با مردم یگانه باش تا محرم و مشهور شوی

14. راستگو باش تا استقامت داشته باشی

15. متواضع باش تا دوست بسیار داشته باشی

16. دوست بسیار داشته باش تا معروف باشی

17. معروف باش تا زندگانی به نیکی گذرانی

18. دوستدار دین باش تا پاک و راست گردی

19. مطابق وجدان خود رفتار کن که بهشتی شوی

20. سخی و جوانمرد باش تا آسمانی باشی

21. روح خود را به خشم و کین آلوده مساز

22. هرگز ترشرو و بدخو مباش

23. در انجمن نزد مرد نادان منشین که تو را نادان ندانند

24. اگر خواهی از کسی دشنام نشنوی کسی را دشنام مده

25. دورو و سخن چین مباش و نزدیک دروغگو منشین

26. چالاک باش تا هوشیار باشی

27. سحر خیز باش تا کار خود را به نیکی به انجام رسانی

28. اگرچه افسون مار خوب بدانی ولی دست به مار مزن تا تو را نگزد و نمیری

29. با هیچکس و هیچ آیینی پیمان شکنی مکن که به تو آسیب نرسد

30. مغرور و خودپسند مباش، زیرا انسان چون مشک پرباد است و اگر باد آن خالی شود چیزی باقی نمی ماند.

[ سه شنبه 3 بهمن1391 ] [ 5:1 بعد از ظهر ] [ دایا ]

[ ]

به بهانه ی سالروز تولد استاد احمد شاملو...........

در اینجا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب،
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد
در زنجیر...


از این زنجیریان،
یک تن، زنش را در تب تاریک بهتانی
به ضرب دشنه ای کشته است.

از این مردان،
یکی، در ظهر تابستان سوزان،
نان فرزندان خودرا،
بر سر برزن، به خون نان فروش سخت دندان گرد
آغشته است.

از اینان، چند کس،
در خلوت یک روز باران ریز،
بر راه ربا خواری نشسته اند
کسانی، در سکوت کوچه،
از دیوار کوتاهی به روی بام جستند
کسانی، نیم شب،
در گورهای تازه،
دندان طلای مردگان را می شکسته اند.

من اما هیچ کس را
در شبی تاریک و توفانی نکشتم
من اما راه بر مردی ربا خواری نبستم
من اما نیمه های شب ز بامی بر سر بامی نجستم .

در این جا چار زندان است
به هر زندان دو چندان نقب و
در هر نقب چندین حجره،
در هر حجره چندین مرد در زنجیر...

در این زنجیریان هستند مردانی
که مردار زنان را دوست می دارند.
در این زنجیریان هستند مردانی
که در رویایشان هر شب زنی
در وحشت مرگ از جگر بر می کشد فریاد.

من اما در زنان چیزی نمی یابم
- گر آن همزاد را روزی نیابم ناگهان، خاموش -
من اما در دل کهسار رویاهای خود،
جز انعکاس سرد آهنگ صبور این علف های بیابانی
که میرویند و می پوسند و می خشکند و می ریزند،
با چیزی ندارم گوش.
مرا گر خود نبود این بند،
شاید بامدادی همچو یادی دور و لغزان،
می گذشتم از تراز خاک سرد پست...

جرم این است
جرم این است

[ چهارشنبه 22 آذر1391 ] [ 7:1 قبل از ظهر ] [ دایا ]

[ ]

چرا.....
همیشه این سوال ذهن مرا در بر میگیرد:
که چـــــــــرا !
امتداد نگاه دیگران به تن زن ختم می شود!؟
مگر زن خلاصه شده در همین یک بدن؟!
دوست دارم تنش را بپوشاند از گل و لای از منفورتریــــن چیزها..
...
آنگاه دریابم که بـــاز امتداد نگاه تو به آن ,ختم می شود؟
کاش او را برای مهربانی قلبش می خواستــــی...
نـــه آنکه فقط شب را با تو به سر کنـــد !
تو تمام قلب این زن را تسخیــر کردی...
ولی فقط پیچ و تاب تنش زیباست؟
چـــــــــــــــــرا لبخنــــــــدش را نمی بینــــــــــــــی که از سردی ِ نگاهت بر روی لبانــــــــــــــش یــــــخ زده!

[ چهارشنبه 22 آذر1391 ] [ 6:57 قبل از ظهر ] [ دایا ]

[ ]

هیچ وقت.......
هيچ وقت اين دو جمله رو نگو :١) ازت متنفرم ٢) ديگه نميخوام ببينمت
هيچ وقت با اين دو نفر همصحبت نشو :١) از خود متشکر ٢) وراج
هيچ وقت دل اين دو نفر رو نشکن :١) پدر ٢) مادر
هيچ وقت اين دو تا کلمه رو نگو:١) نميتونم ٢) بد شانسم
هيچ وقت اين دو تا کارو نکن :١) دروغ ٢) غيبت
...
هيچ وقت اين دو تا جمله رو باور نکن :١) آرامش در اعتياد ٢) امنيت دور از خانه
هميشه اين دو تا جمله رو به خاطر بسپار:١) آرامش با ياد خدا ٢) دعاي پدرو مادر
هميشه دوتا چيز و به ياد بيار:١) دوستاي گذشته رو٢) خاطرات خوبت رو
هميشه به اين دو نفر گوش کن:١) فرد با تجربه ٢) معلم خوب
هميشه به دو تا چيز دل ببند :١) صداقت ٢) صميميت

[ جمعه 17 آذر1391 ] [ 6:52 قبل از ظهر ] [ دایا ]

[ ]

17 راز برای آرامش درون


1 - راز آرامش درون خویشتنداری است، انرژیهای خود را پراکنده نکن، بلکه آنها را تحت نظر داشته باش و به طرز مفیدی هدایتشان کن.

2 - راز آرامش درون در این است که هر کاری را با حواس جمع و علاقه انجام دهی.
...

3 - راز آرامش درون در زمان حال زندگی کردن است، ... گذشته و آینده را در چرخه ذهنی ابدیت رها کن.

4 - راز آرامش درون در آسایش درون است، یعنی آسایش جسمانی ، عاطفی ذهنی و معنوی.

5 - راز آرامش درون در دل نبستن است، این را بدان که در حقیقت هیچ چیز و هیچ کس به تو تعلق ندارد.

6 - راز آرامش درون در شادی است، افکار شادی آفرین را آگاهانه حفظ کن.

7 - این را بدان که شادی در درون تو جای داردو نه در اشیاء و شرایط خارج از وجود تو .

8 - راز آرامش درون در این است که همه چیز را همانطور که هست بپذیری ، آنگاه با امید و آرامش در جهت بهبودی آن قدم برداری.

9 - راز آرامش درون در درک این مطلب است که تو نمی توانی دنیا را تغییر دهی، اما می توانی خودت را تغییر دهی.

10 - راز آرامش درون در دوستی با افراد مثبت است، از معاشرت با افرادی که طبیعتی خالی از صفا و صمیمیت دارند پرهیز کن.

11 - راز آرامش درون در ایجاد آرامش در محیط اطراف خویش است.

12 - راز آرامش درون در یک زندگی ساده است، ضروریات زندگی را دوباره برای خود تعریف کن.

13 - راز آرامش درون در یک زندگی سالم است، هر روز ورزش کن، غذای مناسب بخور و نفس عمیق بکش.

14 - راز آرامش درون در داشتن وجدانی پاک است.

15 - راز آرامش درون در رفتار آزادانه است، رفتاری که بر آمده از خود واقعی ات باشد، نه افکار دیگران.

16 - راز آرامش درون در این است که در تمام مراحل زندگی از حق پیروی کنی.

17 - راز آرامش درون در غبطه نخوردن به مال دیگران است، این را بدان که آنچه حق توست، هر طور شد خود را به تو خواهد رساند.

[ شنبه 11 آذر1391 ] [ 4:5 بعد از ظهر ] [ دایا ]

[ ]